بديع الزمان فروزانفر
237
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
وزر او و صد وزير و صد هزار * نيست گرداند خدا از يك شرار عين آن تخييل را حكمت كند * عين آن زهر آب را شربت كند وزر : بار و سنگينى ، گناه . تخييل : به خيال انداختن ، خيال . حكمت : حق و صواب ، سخن راست و درست ، مصلحت . قدرت خداى تعالى بىنهايت است و نسبت به اضداد متساوى است و خواص و آثارى كه از اشيا بظهور مىرسد به آفرينش اوست و او مىتواند كه آن آثار را از هر كدام كه خواهد باز ستاند و در ضد وى قرار دهد زيرا قدرت او بر اعطا و موهبت به همان اندازه است كه بر منع و باز گرفتن و چون همهى آفرينش از جهت ذات و صفت و تاثير و تاثر مغلوب قدرت و زير فرمان اوست پس مىتواند كه آن چه را موجب خيال و شك است سبب يقين و عين حكمت كند و هر چه را كه مورث هلاك است علت حيات و بقا سازد و با چنين نيرو و قدرت كه بر تبديل اشيا دارد ، مكر آن وزير چگونه برابرى مىكرد و پهلو مىزد و سرانجام ديده شد كه آن حيلهها بر باد رفت و دين عيسى گسترش يافت و پايدار ماند . نظير آن : تخييلها را آن صمد روزى حقيقتها كند * تا در رسد در زندگى اشكال گمراه آمده ديوان ، ب 24210 پرورد در آتش ابراهيم را * ايمنى روح سازد بيم را اشاره است بقصهى ابراهيم كه نمرود وى را در آتش افكند و آن آتش را